اطلاعات مربوط به دادگاه و محاكمات در پرونده آيت الله كاظميني بروجردي
با تشكر مخصوص از يكي از پرسنل دادگاه ويژه روحانيت كه اطلاعات مفيدي را در اختيار ما قرار دادند.
دادگاه ويژه روحانيت
شاكيان پرونده آيت الله
كاظميني بروجردي
محاكمه آقاي بروجردي و احكام صادره
ليست متهمين رده بالا و مجازاتهاي هر كدام
ليست متهمين بعدي
محكومين خانم
توضيحات تكميلي
ابلاغ آخرين حكم آيت الله
كاظميني بروجردي
دو بيانيه مستقل از سازمان حقوقدانان مستقل ايراني:
الف) محاكم پيشواي زنداني در
دادگاه ويژه روحانيت
ب) دادخواست و استمداد انجمن دفاع از زندانيان سياسي ايران
بيانيه جمعيتهاي مستقل مذهبي
دردها و آرزوهاي پيشواي زنداني
دادگاه ويژه روحانيت:
آدرس دادگاه ويژه روحانيت:
تهران، خيابان وليعصر، نرسيده به ميدان
تجريش، خيابان
زعفرانيه (مقدس اردبيلي)، جنب ساختمان فرمانداري شميرانات.
رئيس كل تشكيلات:
حجت الاسلام رازيني است .
دادستان:
حجت الاسلام جعفر قدياني ، حجت الاسلام سليمي است.
معاون دادستان و دادياري شعبه
دوم:
حجت الاسلام نصرت آبادي است.
قاضي شعبه 3:
حجت الاسلام حسيني است.
توضيحات :
آنچه كه از ظواهر اين جايگاه
بظاهر قانوني و حقوقي پيداست، ناهماهنگي با قوه قضائيه و ناهمخواني با متد حقوقي
جهان است.
دادگاه ويژ روحانيت علاوه بر آنكه موقعيت تاييد شدهاي در سيستم قضائي ايران ندارد، از سوي نهادهاي بينالمللي نيز به رسميت شناخته
نشده است.
بدون تابلو بودن مكان دادگاه ويژه روحانيت، حاكي از سرّي
بودن آن است.
انتخاب خاصّ و حساب شده از
مهرههاي وابسته به
اطّلاعات در وكلاي متّهمين، ويژگي ديگر اين بخش از وزارت اطّلاعات است.
همانگونه كه بند اطّلاعات در زندان اوين، قسمت مجزا
و مخصوص است، بند ويژه روحانيت نيز كاملاً سواي از تشكيلات عمومي اوين ميباشد، با شكنجهگران مخصوص، نگهبانان بسيجي
و مسئولين متعهد به قواعد درون سازماني اطّلاعات.
در سيستم مخفي فوق جنايتكاران ديگري از جمله آقاي يوسفي و حيدري و اسماعيلي و اعتماد سعيد نيز مشغول هستند، كل اين تشكيلات زير نظر
خامنهاي (رهبر انقلاب) و محسني اژهاي (وزير اطلاعات) اداره ميشود.
اين تشكيلات، بطور ظاهري براي پيگيري جرائم روحانيون ميباشد، ولي كار اصلي آن
سركوبي و ترور مخالفين اعتقادي است.
اخبار آن به هيچ
وجه به بيرون درز پيدا نميكند و هيچ كس نيز حق سئوال و جواب از آنها را ندارد و حتي اسامي مسئولين
آن نيز هيچگاه بصورت رسمي اعلام نميشود.
در آنجا ، هر گاه كه لازم بدانند هر حكمي را بدون طی کردن مراحل قانوني صادر ميكنند و به هر نحو كه بخواهند احكام صادره را در هر زماني كه بخواهند تغيير
ميدهند و....
در يك كلام، هيچ شباهت واقعي به دادگاه ندارد و دستورات از طرف رهبر و يا
مسئولين بلندپايه به آنجا صادر ميشود و سپس در اين مكان، به عنوان مجازات، اجرا ميگردد.
بسياري از احكام اعدام كه در آنجا صادر ميشود، بدون تاييد ديوان عالي كشور اجرا ميگردد.
بنابر شواهد قطعي، آقاي خامنهاي
(رهبر انقلاب) و شخصيتهاي پنهان و آشكار دستگاه رهبري، جزو شاكيان پنهاني و غير
رسمي اين پرونده هستند و بنابر شواهد قطعي و غير قابل انكار، كليه برخوردها،
خشونتها، محروميتها، تهديدها و شكنجهها، مخصوصا در ساليان اخير با هدايت غير علني آنها صورت گرفته است.
شاكيان پرونده
آيت الله كاظميني بروجردي:
1) دادستاني دادگاه ويژه روحانيت.
2) وزارت كشور و نيروي انتظامي و بخش امنيتي تهران بزرگ.
3) وزارت اطلاعات.
محاكمه آقاي بروجردي و احكام صادره:
الف) در تاريخ
13 خرداد 1386 (3 ژوئن 2007) يك گفتگو و مناظره غير رسمي با حضور شيخ احمدي
(نماينده مقامات بلندپايه حكومت)، دادستان قدياني، قاضي حسيني و تعدادي از نمايندگان مراجع
تقليد و تني چند از مسئولين دادگاه ويژه روحانيت براي تشويق و يا وادار كردن آقاي بروجردي به عقبنشيني از تفكرات خود برگزار شد. اين مذاكره به توافق و سازش
منجر نشد و ...، گزارش آن در اين سايت آمده است.
ب) اولين جلسه رسمي (و غير علني) دادگاه آقاي بروجردي و دهها تن از محكومين اين پرونده
در تاريخ 20 خرداد 1386 (10 ژوئن 2007) برگزار شد و شكايتهاي شاكيان، بصورت مجزا و
تفكيك شده مطرح نشد. بلكه تنها در قالب كيفرخواست دادستاني ويژه روحانيت، مطرح
گرديد. البته نمايندگان شاكيان فوق به عنوان شاهد در دادگاه حضور داشتند.
جلسه از ساعت 8 صبح تا 4 عصر ادامه داشت.
دادستان، حجت الاسلام جعفر قدياني، در كيفرخواست خود درخواست اعدام براي 17 نفر را نمود، كه قاضي
حسيني اعلام كرد: براي 7 نفر اول با توجه به تحقيقات انجام شده و اسناد موجود از
جمله فيلم و عكس و مصاحبهها و اعترافات متهمين، محاربه ايشان با خدا و همچنين اقدام آنها عليه
امنيت ملي و تلاش آنها براي براندازي نظام ايران، اثبات شده است و نيازي به شنيدن دفاعيات متهمين نخواهد بود!
پس برطبق قوانين كيفري، احكام اعدام، قطعي و لازم الاجرا خواهد بود. البته در مورد
احكام اعدام براي نفر هشتم تا نفر هفدهم، قاضي حسيني ابتدا آن را به صورت تلویحی تایید نمود، لیکن گفت: بعد از بررسيهاي بيشتر و شنيدن دفاعيات متهمين، بصورت نهائي اعلام خواهد شد.
http://www.spiegel.de/politik/ausland/0,1518,488096,00.html
http://web.amnesty.org/library/index/engNWS210062007?open&of=eng-200
http://web.amnesty.org/appeals/index/irn-010707-wwa-eng
http://www.fidh.org/spip.php?article3400
http://www.roozonline.com/2007/07/post_2871.php
HTTP://NEWS.GOOYA.COM/POLITICS/ARCHIVES/2007/06/060371.PHP
بلافاصله با انتشار اين خبر، نهادهاي حقوق بشري و سازمانهای خبري و شبكههاي راديو و تلويزيونی بین المللي
اعتراض خود را اعلان نمودند و جو بسيار بدي عليه نظام ايجاد شد، بگونهاي كه مسئولين مربوطه آنرا
شايعه ناميدند، همانطور كه وقتي خبر حمله قريبالوقع رژيم به منزل آقاي بروجردي، قبل از بازداشت در نيمه مهر روي آنتنها رفت،
آنرا شايعه ناميدند.
به هر حال با فشارهاي شديد بينالمللي، احكام اعدام بلاتكليف ماند و ....، خانم شيرين
عبادي (برنده جايزه صلح نوبل 2003) و آقاي سيفزاده و آقاي نعمت احمدي از وكلاي مطرح ايران، به درخواست خود آقاي بروجردي و خانواده
ايشان وكالت اين پرونده را قبول كردند، ولي اين امر مورد پذيرش دادگاه ويژه روحانيت قرار نگرفت.
دادگاه ويژه روحانيت براي رسمي و عادلانه جلوه دادن محاكمات، چندين نوبت
ديگر جلساتي فرمايشي و نمايشي را برگزار كرد و ....
مرحله دوم احكام صادره:
از تاريخ 22 مرداد 1386 (13 آگوست 2007) به بعد ، متهمين بصورت تلفني به
دادگاه احضار شدهاند
و حكم خويش را بصورت شفاهي دريافت كردهاند، بعد از ابلاغ حكم هر متهم، از او امضا گرفته ميشود مبني بر اينكه:
"اينجانب (فلاني) در تاريخ (فلان) حكم خود را دريافت نمودهام."
اين احكام مورد اعتراض متهمين قرار گرفت و مقرر گردید در دادگاه تجديد نظر
بررسي شود و ....
ليست متهمين رده بالا و مجازاتهاي هركدام:
1. سيد مهدي كاظميني بروجردي (فرزند ارشد آيت الله كاظميني بروجردي، شغل:
آزاد):
حكم نهائي ايشان
هنوز صادر نشده است و پرونده ايشان بلاتكليف مانده است.
2. مسعود سماواتيان (ليسانس ادبيات، شغل: معلم اخراجي):
پنج سال زندان در شهر خرم آباد.
3. عليرضا منتظر صاحب (شغل: تاجر):
چهار سال زندان در شهر كرمانشاه.
4. علي شهرابي فراهاني (شغل: آزاد):
چهار سال زندان در شهر قزوين.
5. حبيب قوّتي (فوق ليسانس حسابداري، شغل: دولتي، اكنون اخراج شده است):
چهار سال زندان در شهر همدان.
6. احمد كريميان (مجروح شيميائي دوران جنگ، فوق ليسانس فيزيك و ، مدرس اخراجي دانشگاه آزاد):
چهار سال زندان در شهر سمنان.
7. مجيد الستي
(فوق ليسانس عمران، شغل دولتي، اكنون اخراج شده است):
چهار سال زندان در شهر زنجان.
توضيحات: متهمين فوق، تقريبا نه ماه در بازداشت بودند و تا
آگوست 2007 با قيد وثيقه حداكثر 100 ميليون توماني آزاد شدند.
8. مهرداد سوري (كارشناس برق، شغل: آزاد)
9. محمدرضا صادقي (مهندس كامپيوتر، مدير اخراجي يكي از ادارات دولتي)
10. حسن هريسچيان (ليسانس عمران، شغل دولتي، اكنون اخراج شده است)
11. علي اربابي
12. كامبيز حسيني (فوق ديپلم كامپيوتر، شغل: آزاد)
13. يعقوب صادقي (شغل: آزاد)
14. عباس برقباني (شغل: آزاد)
15. محمد انصاري (شغل: آزاد)
16. مهدي طالبلو (شغل آزاد)
17. علي بهرامي (دانش آموز)
18. عليرضا دههيجده (ليسانس الهيات، شغل آزاد)
توضيحات: مجازات متهمين فوق، به 2 تا 1 سال زندان در تهران (شهر محل سكونت) تقليل يافته است. متهمين فوق، تقريبا 5 ماه در بازداشت بودند و سپس با قيد وثيقههاي بین 50 تا 150 میلیون توماني آزاد شدند.
ليست متهمين بعدي:
19. مجيد رهنمافر
20. نادر خدادادي
21. حميدرضا صياد
22. عليرضا ايوبي
23. حسين يزداني
24. رمضان رحيمي
25. مرتضي عباس رحيم
26. آذين قطبي
27. اسماعيل شكارپي
28. سعيد وكيلها
29. لطف الله شعباني
30. حسن دهقان
31. مهدي چگيني
32. مهدي زوجي
33. غلامرضا محسني
توضيحات:
مجازات آنها به 2
تا 1 سال زندان كاهش يافته است، ايشان نسبت به احكام صادره درخواست تجديد نظر كردهاند. اكنون بعد از گذشت ماهها هنوز بلاتكليفند.
متهمين فوق چندين ماه در بازداشت بودند. وثيقههاي ايشان از 30 ميليون تا 150 ميليون تومان ميباشد. بخاطر ثبت سوء پيشينه،
از مشاغل و تسهيلات
دولتي محروم خواهند بود.
ادامه ليست متهمين:
سید محمد
کاظمینی بروجردی (فرزند آيت الله كاظميني بروجردي)
سید ناصر
میرنوعی
علی احمدی
حسين ميرزاخواني (47 ساله، معلم سطوح مختلف مدارس
تهران، متاهل، داراي دو فرزند، از توزيع كنندگان بسيار فعال فيلم و اعلاميههاي آقاي بروجردي در تهران. يكي از مغازهداران
نزديك منزل ايشان، كه نخواست هويتش
فاش شود، به خانوادهي وي پيغام داد كه: صبح روز حادثه، ديده است كه چند لباس
شخصي كه ظاهر آنها به نيروهاي
اطلاعاتي و بسيجي شباهت داشت، وی را بهزور
وارد يك ماشين پژو
كردند. چند ساعت بعد از آن، جسد ايشان در حالي كه سكته قلبي كرده بود توسط مردم در خيابان پیدا شد که به بيمارستان منتقل گردید، لیکن متاسفانه فوت نمود.)
رضا رهنمافر
امير رهنمافر
سعید تقی زاده
محمد مهمان نواز
حامد رهنمافر
جواد قوتی
احمد اصغری
بهزاد اصغری
ابویی
معروفخانی
مجتبی پور محمد
محمد داودی
علي رنجبر
حمید نادی
سید جعفر سید
منیر
سید عباس میر
باقری
حمید
سعیدیان
محمد یزدی
حسين يزدي
مهدی شکوری
داود کابلی
علیرضا
شفیعی
علی نظری
علی قلی زاده
محمد کردبچه
محمد کاشفی
سیامک نوری
سید عباس طباطبایی
علی پورقاسم
حسین فتور
اکبر فتور
حیدر واعظی
کاظم طاهری
حسن میرزائی
حسین
میرزائی
بهرام محمودی
موسی عیشی
سعید خادم
حقیقی
حمید
قیامی
مهدی
قیامی
عزت بشیری
محمد انصاری
محسن مهرجوئی
میثم آزرم پور
محسن ابراهیمی
حمید رنجبر
سید حسین
حسینی نقوی ) او از شاگردان جوان آيت الله بروجردي بود كه به
تهديدهاي اطلاعات مبني بر قطع تماسها با شبكه هاي خبري توجه ننمود و در يك شب باراني در تاريخ
15/9/1386 در بازارچه گلستان تهران توسط افراد ناشناسي به قتل رسيد)
قدیرعبدالله وند
سید اصغر سید
منیر
مهدی
سعیدی
محسن سعیدی
مصطفی ثامنی
عباس شکارپی
امیر منتظر صاحب
مجید کرکی
حميد چگینی
علی صیادی
رضا زبيري
عباس زبیری
تقی نادری
حسن داودی
داود اسدی
محمد علی همت
یار
محسن محمدی
مجید حاج حسنی
رضا حیدر نژاد
علیرضا محمدی
حسن محمدی
حسین پایندان
سید جواد بنی
هاشمی
سیمین
وحید غروی
ابوالفضل لشگری
محمد تقی نادری
محمد شیرزاد
جواد شجاعی
سيد سجاد سرلکی
سعید بذرافشان
عباس خاکپور
داريوش كمالي
بابك رضواني
همايون اديب
شهرام كبيري شيرازي
احمد بروجردي
مرحوم، سيد رضا كاظمي
امير اميرزاده
بهرام رضوي
اصغر پورصالح
كريم خداقلي
حسين وليدوست
رضا فدوي
سيد محمد اميري
جواد اميرزادگان
هادي پورجوادي
كامبيز ارشادي
علي ناصري
شروين بازارچي
مهدي عساكري عراقي
سعيد نجفي
مهدی موسوی
محمد نوري
رضا زهره ای
محمدرضا محمد
مرحوم سيد حميد فاتحاني
مصطفی واشقانی
مرحوم محمد صادق الرضا
البته برادر آقای بروجردی (آقا سید محسن که روحانی هستند) و برادر دیگر ایشان (آقا سید حسن) و همچنین همسر خواهر ایشان (مجتبی مقدسی) نیز از جمله متهمین می باشند که تا کنون وضعیت ایشان بلاتکلیف مانده است.
و صدها نفر ديگر .....
توضيحات:
از نظر دادگاه ويژه روحانيت، نقش آنها در اين پرونده كمتر بوده است. بنابر
اخبار غير قطعي، احتمالا تا متهم هشتادم، حكم تعليقي دريافت خواهند كرد
و بقيه فعلا بلاتكليف خواهند ماند. اكثر اين صدها متهم، از چندين هفته تا چندين ماه بازداشت بودند و سپس آزاد
شدند، اين عده تعهد به عدم فعاليت دادهاند، ولي در صورت درخواست دادگاه بايد بلافاصله مراجعه كنند.
وثيقههاي دهها نفر از ايشان تقريبا 50
ميليون تومان است و بقيه محكومين با كفالت و يا قرار جريمه آزاد شدهاند.
محكومين خانم:
مرحومه فاطمه نخی
اكرم وليدوست
(همسر آيت الله بروجردي)
مرضيه و محيا بروجردي (دختران آيت الله بروجردي)
منصوره بروجردي (خواهر آيت الله بروجردي)
نرگس بروجردی
طاهره کاشفی
نرگس غفار زاده
مریم عظیمی
سیمین غروی
فاطمه عبداله وند
سولماز كاشفي
اکرم بیات
نجمه ثامنی
فاطمه ثامنی
آمنه مقدم
مریم موذن زاده
مریم فرسنگی
زینب ابوالفتحی
مرحومه فیروزه بروجردی
فرخنده
شعبانی
زهرا کشاورز
حیدری
اکرم عظیم وند
فروغ همت یار
شمسی همت یار
زهرا طیبی
زهرا راسخی
هاجر سیافی
سمیه ثامنی
فریده
فیاضی
لیلا
وکیلی
نوربخش
صغری منتظری
اشرف محمدی
محبوبه زبیری
زهرا یونسی
مرحومه مريم منتظر صاحب
حدیقه محمدی
فریده مینائی
سمیه موسوی
ریحانه
ابوالفتحی
فرح محمدی
معصومه سیدمنیر
مریم زبیری
رباب میرزایی
کلثوم میرزایی
فرانک محمدی
لاله موذن زاده
سوسن موذن زاده
زهره انصاری
ناهید قیامی
ناهید سید منیر
جمیله سید منیر
زهرا عبدالله وند
زینب میرزایی
راضیه داودی
حميده حسيني
زهرا شفقت
مرضيه شفيعي
منير موسويان
اعظم كمالي
هديه پورصالحي
اكرم ميبدي
اکرم فردی
نسرين انصاري
معصومه طالب لو
مريم ميرزاپور
زیبا موسوی
هدي عزيزي
شادي حسين پور
شقايق عبدي
ايران ناصريان
اعظم قدس
مرضیه قدس
لاله پورهادي
ربابه رسولی
زهرا زهرهاي
شقايق برومند
مليكا شمشيري
رویا عراقی
افسانه هادوي
نازنين علوي
سميرا وكيلها
شهره اصغري
سارا سنجري
زهرا باقي
زينب جبلي
و صدها بانوي ديگر
توضيحات:
بيشتر اين بانوان كمتر از يك ماه در بندهاي 209 و 240 اوين در بازداشت بودهاند و تعداد كمي نيز چندين ماه بازداشت بودهاند. بعضي از ايشان در هفتههاي دوم و سوم بازداشت در بند 240 اوين، مورد تعرض جنسي قرار گرفتند و حاضرند در صورت تضمين امنيتشان با حضور نمايندگان نهادهاي حقوق بشري، جنايات وارده را تشريح كنند.
براي اين بانوان
مؤمنه، تاكنون هيچ حكمي صادر نشده است.
توضيحات تكميلي:
تعداد كل بازداشت شدهها دقيقا
مشخص نشده است ولي كمتر از هزار نفر بودهاند كه تقريبا همگي ابتدا به بند 240 اوين منتقل شدند.
ولي طي هفتههاي اول،
صدها تن از بانوان و
همچنين افرادي كه كمتر فعال بودهاند آزاد شدند، افراد ديگر نيز به بند 209 يا به بندهاي ديگر منتقل شدند و
تعدادي نيز در همان بند 240 نگه داشته شدند تا زمان آزادي.
تعدادي از بازداشتشده ها بعد از آزادي دچار بيمارهاي مغزي، پوستي، كليوي، قلبي، بينائي، شنوائي، عصبي و رواني و
...، شدهاند كه ناشي
از غذاهاي مشكوك و شكنجههاي مختلف بوده، و با حضور كميتهاي پزشكي و خبري كه امنيت جاني متهمين را تضمين كند قابل
پيگيري قضائي است.
كساني را كه وزارت اطلاعات مشكوك شود كه در حال فعاليت مجدد هستند، به طرز
مرموزي به قتل ميرساند، چرا كه بازداشت و
زنداني كردن آنها، هم هزينهبر است و هم وجهه نظام را خراب ميكند و بهترين راه براي
ايشان، مرگهاي بدون سر و صداست! (و من قتل مظلوما فقد جعلنا لوليّه سلطانا).
دادگاه وكالت خانم شيرين عبادي و آقاي نعمت احمدي و آقاي سيف زاده را نپذيرفت و اصولا فقط وكالت افراد معممي كه همفكر مسئولين دادگاه ويژه روحانيت باشند پذيرفته ميشود، فلذا حجت الاسلام برزگر، به عنوان وكيل معرفي شده است، ولي حضور ايشان، نميتواند به عنوان وكيلي مؤثر در اين پرونده مطرح باشد چراكه ايشان در زمان محاكمات و بعد از آن، حتی يك بار هم اجازه ملاقات خصوصي با آقاي بروجردي را نداشته تا بتواند دفاعيات ایشان را بشنود! ضمن اينكه حرف اصلي قاضي پرونده اين بوده است كه بر طبق عكسها و فيلمها و مقالات و مصاحبههاي باقي مانده از آقاي بروجردي، دشمني ايشان با خدا و رسول و قرآن و ولايت فقيه و نظام جمهوري اسلامي ايران، قطعي است و نيازي به دفاعيات ديده نميشود!!
ابلاغ آخرين حكم
آيت الله كاظميني بروجردي:
آخرين حكم آيت الله آقاي بروجردي در تاريخ 25 شهريور 1386 (16 سپتامبر 2007) ابلاغ گرديد:
ايشان را از زندان اوين با دستبند و غل و زنجير به دادگاه منتقل كرده و پس از
ابلاغ حكم، او را به
زندان برگرداندند.
مجازات ايشان از اعدام كاهش پيدا كرد به:
الف) 1 سال زندان در تهران، 10 سال زندان و تبعيد در شهر يزد.
ب) خلع از عناوين و موقعيت و لباس روحانيت.
ج) مصادره تنها منزل مسكوني ايشان (واقع در آدرس: تهران، خيابان آزادي،
خيابان اوستا، كوچه سرو، پلاك 9، طبقه اول)، همچنين مصادره تمام اموال ايشان و
اثاثيه منزل (لازم به ذكر است كه در اكتبر سال 2006، منزل
و اموال و اثاثيه مصادره شده بود و تا كنون همسر و دو دختر ايشان فاقد سرپناه بودهاند و در خانه ديگران بصورت
ميهمان ساكن هستند).
پيش از اين نيز كليه اسناد تاريخي و كتب خطي كه در منزل پدر ايشان بود
مصادره گشته است.
دو بيانيه مستقل از سازمان حقوقدانان مستقل ايراني پيرامون
محاكم آيت الله بروجردي:
الف) محاكم
پيشواي زنداني در دادگاه ويژه روحانيت:
نام اين مكان دادگاه است ولي
هيچگونه شباهتي با آن ندارد، ساختمان آن در خيابان زعفرانيه است ولي فاقد تابلو و
نام و نشان بوده و با انبوه محافظين مسلح حفاظت ميشود، در داخل آن قوانيني حاكم بوده كه حتي با چارچوبهاي دادگستري موجود نيز
متضاد ميباشد.
هرچند كه شاهرودي به عنوان
رئيس قوهي قضائيه
شعارهاي بشردوستانه ميدهد
و ميخواهد ژست يك
طرفدارنيازهاي انساني را بگيرد و كلماتي در تقليل شكنجه ميگويد، اما در اين ساختمان كه به رياست يكي از
معاونين همان شاهرودي اداره می شود، حرف حسابي شنیده نميشود.
رازيني كه در اينجا رياست ميكند و در دادگستري نيز جزو
مقامات بلندپايه است، با تهديد و فرياد و اوامر استبدادي زبانها را ميبرد و سرها را جدا ميكند و تاريخ معاصر را شبیه
دوران مغول مطابقت ميدهد.
جعفر قدياني نيز نقش دادستان
را در اين بيدادگاه بازي ميكند و كارش گرفتن داد ظالم ازمظلوم است!
در اين بيدادگاه، انتخاب آزاد
وكيل ممنوع است و ليستی از آخوندهاي ارتجاعي را در برابرت ميگذارند كه بايد يكي را به
عنوان وكيل قبول كني! اينها در شعبات دادسراي ويژه روحانيت، قبلا داديار بودهاند و هركدام سوابق سياهي در سركوب دينداران و تفتيش عقائد
ناباوران مذهب سياسي داشتهاند، مثل هاشم فراهاني، كه قبلا شكنجهگر مخصوص بوده و اكنون بازنشسته شده و به عنوان وكيل در
دادگاه ويژه روحانيت مشغول خيانت است!
در اين بخش از وزارت اطلاعات
كه محلي براي برپائي نمايشهاي خيمهشببازي است، قاضي ابتدا ميگويد مجرميّت شما محرز است،
يعني در اولين خطابش به متهم بيچاره او را مجرم يافته و حكم از پيش تعيين شدهاش را اعلام ميدارد.
تير ماه 1386
ب) دادخواست و استمداد انجمن دفاع از زندانيان سياسي ايران:
از روزهاي تلختر از زهر ملت
و در تاريكترين دورههاي
استبدادي تاريخ ايران به مدافعين حقوق بشر، سلام ميدهيم و به جامعه جهاني در تدفين حرمت ايراني در عصر ديكتاتوري دينسالاري، تسليت ميگوئيم.
در دادگاه وجدان بشري، مسئولين سازمان ملل متحد و
شوراي امنيت و سازمان عفو بينالملل و ديدهبان
حقوق بشر، در موقعیت بسي متهمتر از متجاوزين حكومتي ايران
قرار دارند! چرا كه آنها ناظر دفن آزاديهاي اوليه انساني بوسيله مهاجمين ديني هستند و اقدامي براي دفع سياهيهاي ارتجاعي حاكم بر مردم بيپناه و گرفتار ايران نميكنند.
در خيابان زعفرانيه تهران، جنب فرمانداري
شميرانات، بخش مرموز و خطرناكي از وزارت اطلاعات قرار دارد كه بدون تابلو و حضور
محسوس، اصليترين برنامه های
فشار و خشونت را عملي ميسازد، در اين بخش، بازپروري دين سياسي و سركوبي مذاهب آزاد صورت ميگيرد. عاملين اجرائي در
سيستم تفتيش عقائد و آزار مخالفين التقاط ديانت و سياست، افرادي چون، رازيني،
سليمي، محسني اژهاي،
قدياني، حيدري، نصرتآبادي،
يوسفي و حسيني ميباشند
كه به ظاهر كار رسيدگي به جرائم روحانيون را به عهده دارند، اما به واقع راهبردهاي تدافعي و تكميلي افكار ملاهاي
درباري را اشاعه ميدهند،
بصورت ظاهر در اينجا آخوندهاي مخالف را تحت كنترل و اذيت، قرار ميدهند، اما بطور پنهاني تمامي
ايرانياني كه قائل به مذهب انقلاب نباشند و با آن به ستيز برخيزند، مورد پيگرد و
توبيخ و شكنجه قرار ميگيرند،
هركه به اين بلاخانه
آورده شود، بلافاصله به اوين منتقل ميگردد و در بندهاي غيرعلني و ناشناخته، مستقر ميشود و سلامت روح و جسم و اخلاق خود را از دست ميدهد.
اكنون به گزارش مسئولين
بيمارستاني اوين، اكثريت
قاطع زندانيان، بيماران رواني و عصبي هستند و انواع قرصهاي بيماران رواني و روحي كه در تيمارستان
تجويز ميشود، مورد
استفاده اين
گرفتاران بند و ميله است، زندگي خانوادگي بيشترشان در حال فروپاشي است و طلاقها و
جدائيهاي موجود در
جامعه كنوني ايران
مرهون بگير و ببندهاي حاكمان ستمكار ايران است، بطوري كه رئيس قوه قضائيه بطور علني به خبرنگاران گفتند كه
زندانهاي ما، جاي خشونت و فشار و اذيت و آزار است و اين نكته سرمقاله روزنامههاي حكومتي گرديد.
ما گروه حقوقدانان مستقل ايراني كه به
سختي نگران حقوق بشر ميباشيم، از كلّيّه مجامع بينالمللي
براي رهائي سريع زندانيان سياسي ايران و به ویژه پيشواي مستقل مذهبي زنداني، آيت اللـه بروجري،
ياري ميطلبيم.
بيانيه جمعيتهاي مستقل مذهبي در تهران پيرامون حكم صادره
دستگاه امنيتي و اطلاعاتي
در محكوميت به ظاهر قضائي آيت الله كاظميني بروجردي:
بالاخره بعد از يك سال و
چندماه به محاصره و
حبس كشيدن روحاني مستقل و آزاديخواه ايران، حكم تحميلي و زوري بخش پنهاني وزارت
اطلاعات در تداوم آزار و اذيت پيشواي ديكتاتورستيز تحت شكنجه ايران، اعلام گرديد
كه شامل: ساليان متمادي در زندانهاي قرون وسطائي شهرهاي دوردست، بعلاوه خلع لباس
روحانيت و به اضافه مصادره
كليه اموال شخصي و عمومي كه در تشكيلات امور خيريه و زيرنظر ايشان، اداره ميگشت، گرديد و اسباب مضحكه
حقوقدانان بينالمللي
شد.
زندان در تبعيد روش ديگري
براي اختفاي حالات اين فرزند معترض وطن و بنده مخلص خداوند است كه دور از چشم و
گوش جهانيان به تنظيم فشارهاي روحي و جسمي بپردازند. يك ماه قبل، در اعتراض به وفور بيعدالتي و گستره ستمكاري، آيت
الله سيد حسين كاظميني بروجردي، دست به اعتصاب غذا زدند و بعد از مدتي با وخامت
جسم، مواجه گرديدند و به بيمارستان زندان منتقل شدند و از نواحي قلب و معده و مغز
به ضربههاي بيماري مبتلا شدند و اكنون در
ناراحتی كامل روح و جسم، قرار دارند كه تشديد اعتراضات جهاني را ميطلبد تا اربابان استبداد را
از حاكميت ملت مظلوم و تحت هجوم ایران دور كنند.
موضوع كندن لباس روحانيت از
تن كسي كه سي و پنج سال در آن قرار داشته است، كاري بيخردانه و ناشي از دستپاچگي هيئت حاكمه زورگوست، البته اين اونيفورم معنوي
تا قبل از انقلاب فاشيستي، ارج و قرب فراواني در كشور داشت و اكنون لكه ننگي بر
دامن دين شده و جايگاه مردمي خود را از دست داده و منفورگاهي در تاريخ معاصر ميهن
شده است.
اخذ اموال و اثاثيه محقر
ايشان نيز در ادامه
نشان دادن حقوق بشر انقلابي است كه استقلال و آزادي و جمهوريت ملت نجيب و
سياستمدار ايران را به استهزاء كامل و همهجانبه گرفته است. چندين مؤسسه خيريه را در تهران و شهرستانها،
تعطيل كردند و درد و رنج بينوايان و محرومين زير مجموعهاش را افزودند.
اكنون فرصت اعتذار از مجامع
بينالمللي حقوق بشر
گرفته شده و جائي براي وقت كشي مراكز مدافع عدالت و آزادي نمانده است، لذا برخورد فعال و فراگير بينالمللي را مطالبه داريم.
آبان 1386
دردها و آرزوهاي پيشواي زنداني، رهبر ديني و ضدّاستبدادي ايران:
پانزده سال است اين مصلح الهي، از فشارها و ظلمهائي كه به نام دين بر ملّت مظلوم ايران وارد ميشود رنج ميبرد.
سالهاي متمادي است كه از تازيانههائي كه بر پيكر مردم رنجور و زحمتكش به نام مذهب وارد ميآيد درد ميكشد.
در طيّ اين سالهاي
سياه خشونت و اذيّت، فريادش اعتراض به دستگاه ضدّ مردمي بود كه بجاي تشكّر از صاحبخانه كه به راحتي و كرامت،
خانهاش را در اختيارش
گذاشته بود، مانع آسايش و راحتي خلق بينوا و محروم ميگرديد.
اكنون در رگهايش خون انتقام ميجوشد، ضربان قلبش طنين قصاص دارد.
آرزوي اين فرزند جانباز ميهن، نابودي كاخهاي ديكتاتوران است، او ميگويد:
چرا در كشوري كه جزو ممالك محدود ثروتمند جهان است مردم بايد به دنبال آب و
نان خشك و خالي، بدوند و بر سر اين كمترين حاجت مشروع، سكته كنند و سرطان بگيرند!
چرا بايد مردمي كه مالك چاههاي بيحدّ و مرز نفت ميباشند بنزين جيرهاي و قطرهاي مصرف كنند!
چرا بايد جوانان اين مرز و بوم، بيكار و بيانگيزه و بيهدف، عمر شريف خود را سپري كنند!
او در بند مخوف 209، هر روز فرياد ميزند كه از جان اين ملّت بيگناه چه ميخواهيد!
چرا به نام اهل بيت، جان و مال و ناموس امت را به يغما ميبريد!
با دين پوشالي و ساختگي انقلاب، خدا را در جامعهي ايراني، بدنام كرديد و اسلام را ديوي نمايانديد و
روحانيّت را قصّاب و راهزن و گردنهبگير، معرفي كرديد!
آري، در پي
دادگاهش، با كمال ضعف بدني و نقاهت رواني، نعره كشيد كه هر حكمي را كه ميخواهيد ببنديد كه آخر عمرتان است و افتخار من، كشته شدن در راه آزادي
ملّت و آبادي ميهن است.
او اشاره به پروندهي قطور و كيفرخواست طولاني خود كرد و با دستهاي لرزاني كه ناشي از وفور
شكنجه بود گفت:
مأموريت شما تخريب دين بود كه موفّق شديد و حال، نوبت مستضعفان و پابرهنگان و محرومين ايران است كه
نقاب از چهرهي منفور
و مخوف شما بردارند و به جهانيان، حقيقت حكومتتان را نمايش دهند.
اخبار مربوط به بعد از آبان86 در بخش اخبار سايت آمده است:
http://wwww.boroujerdi.eu