خانواده آيت الله كاظميني بروجردي
مادرآيت الله
كاظميني بروجردي: فاطمه سادات نخي:
در شب تهاجم 15 مهر
1385 (7/اكتبر/2006)
بر اثر استشمام انواع گازهاي
اشكآور دچار نقاهت شده بود و در زندان اوين نيز سوژهاي براي آزار دادن به آقاي
بروجردي براي اعترافگيري بود، اين مادر كتك خورده، بعد از مدتي بازداشت، به
بيمارستان منتقل شد و در مراحل درماني در 25 بهمن 1385 (14/فوريه/2007) درگذشت. اين بانوي فرهيخته با وجود
انبوه تحريمها و تحديدهاي اجتماعي و تنشهاي عصبي و تهاجمات وحشيانهي حكومت كه از
هيچ جنايتي در حق اين خاندان فروگذار نكردند همواره همسري وفادار و مادري فداكار
بود و خود را خادم و خدمتگزار مراجعين بيت آيت الله بروجردي معرفي ميكرد.
اين
مادر كتكخورده، در چند ماه آخر عمر، مدتي را به جرم اينكه مادر آقاي بروجردي
است(!) به همراه ديگر اعضاي خانوداه در زندان اوين تحت بازجوئي و ضرب و شتم قرار
داشته و بعد از وخامت حال، به نزديكانش تحويل داده شد كه بلافاصله در بيمارستان
بستري و در نهايت، دار فاني را در غربت و مصيبت و فرياد، وداع گفت. دادگاه ويژهي
روحانيت طي يك ابلاغ شفاهي، برگزاري هرگونه مراسم تشييع و تدفين و يادبود براي اين
مادر مظلوم را ممنوع اعلان نمود. ( روحش شاد و نامش در صحيفهي شهداي وطن پرفروغ
باد).
منصوره سادات، تنها خواهر آقاي بروجردي است:
ايشان
نيز در مصائب وارد شده بر پدر و برادر، شريك بوده و در زندان به ايشان چيزهاي
مشكوكي خوراندهاند كه غدههائي در مغزشان ايجاد شده است و مشغول طي دوران درمان
هستند.
سيد حسن، يكي از برادران ايشان است:
در
حال حاضر در حصر و تنگنا قرار دارد.
جناب سيد محسن كاظميني بروجردي:
برادر ديگر آقاي بروجردي است، ايشان از
روحانيون برجستهي پايتخت هستند ولي آنقدر در حصار و تهديد قرار دارند كه مجبور
شدند دفتر خود را تعطيل نمايند و بايد هر دوهفته يك بار خود را به دادگاه ويژهي
روحانيت معرفي كنند.
تنها همسر ايشان: بانو اكرم وليدوست:
متولد
1339 (1961) ايشان نيز روز حملهي 15 مهرماه 1385 (7/اكتبر/2006) در مصاحبه با يكي از شبكههاي
ماهوارهاي گفت:
ما
خانوادهاي 6 نفره هستيم، خدا ميداند و نزديكان و همسايگان ما شاهدند كه طي 14-15
سال اخير و مخصوصا سالهاي جاري، چيزي جز آزار و اذيت و تهديد و محروميت را در
زندگي نچشيديم، هركس جاي من بود يقينا
بارها جدا شده بود، ولي هيچگاه راضي نشدم كه همسرم را در تحمل مصيبتهائي كه هر روز
به ناحق از سمتي به ما تحميل ميشد تنها بگذارم اكنون كه در آستانهي قتلعام قرار
داريم، اعلان ميكنم كه با همهي محروميتهائي كه بخاطر اين زندگي مشترك چشيدم خدا
را شكر ميكنم و از همسرم راضي هستم و بر اين باورم كه تاريخ از ما به عنوان
پرچمداران صلح و مسالمت ياد خواهد كرد.
اين
بانوي مظلوم، در طول چند نوبت بازداشت به اشد وجه شكنجهي روحي و جسمي را تحمل
كرد، براي وادار كردن آقاي بروجردي به اعترافات تحميلي، مورد انواع هتكحرمتها
قرار گرفت و اكنون نيز بخاطر بيمارهاي عصبي، تحت مداواست.
از
آنجا كه تنها منزل مسكوني آقاي بروجردي به همراه اموالشان مصادره شد، اين بانو در
حال حاضر با دو دختر خود، آواره هستند و در منزل نزديكان و آشنايان، ايام را به
سختي ميگذرانند.
پسر بزرگ ايشان: سيد مهدي:
متولد
1358 (1980) كه تحت شكنجههاي دوران
بازداشت، از ناحيهي كتف و پاي چپ دچار شكستگي شدند و همچنين آسيبهاي عمدهاي به
اعصاب و روان ايشان وارد آمده و تحت مداواهاي مغزي قرار گرفتهاند.
پسر دوم ايشان: سيد محمد:
متولد
1359 (1981) وي نيز بعد از آزادي دچار مشكلات شديد روحي و جسمي شده است.
دختر بزرگ ايشان: مرضيه سادات متولد 1364 (1986) و دختر
كوچك ايشان: محيا سادات: متولد 1368 (1990):
روز
15 مهر 1385 (7/اكتبر/2006)، ايشان در مصاحبه با يك خبرنگار گفت: كه
طي هفتههاي اخير بارها از پدر خود خواستيم كه راهي براي خلاصي از اين
گرفتاري و وحشت پيدا كند و ما ديگر طاقت نداريم، پدرم گريست و گفت: دخترم ما به
اختيار خودمان وارد اين درگيريها نشديم، ما مشغول تبليغ پروردگار بوديم و در سياست
هم دخالت نميكرديم، دشمنان خدا ما را به اين بلاها گرفتار كردند و در اين قفس
تنگ محصورمان كردند و از هر سو نيزه و خنجر ميزنند، ولي بزودي در اين قفس به
رويمان باز ميشود و از اين بلاها رها ميشويم ....، اين دو بانو نيز از
محدوديتهاي شديدي رنج ميبرند و در ادمهي تحصيلات خود دچار مشكل هستند.