اعترافات
آيت الله بروجردي !
اعترافات
متّهم در زندان و تحت شكنجه، فاقد اعتبارات شرعيّه است
مَنْ اَقَرَّ
بِحَدٍّ عَلى تَخْويفٍ اَوْ حَبْسٍ اَوْ ضَرْبٍ، لَمْ يَجُزْ ذلِكَ عَلَيْهِ وَ
لا يُحَدُّ
حضرت علي فرمود: هر نوع گرفتن
اعتراف در شرايط غير طبيعى و خشونتبار از درجه اعتبار ساقط بوده و حكمى به آن
مترتّب نخواهد بود. ماخذ: استناد به آثار قلمي و كلامي آيت الله بروجردي در سال
1376، استخراج شده از كتاب مستدرك الوسائل، ج 3، ص 48 و كتاب دعائمالاسلام، ج 2،
ص 466.
سريال سازيهاي وزارت اطّلاعات
در پخش اعترافات ايشان در شبكههاي تلويزيون دولتي در كانالهاي 1 ، 2 ، 3 و 6 و
همچنين درج شايعات مربوطه در روزنامههاي
"جام جم" ، "ايران" ، "كيهان" ، "يا
لثارات" و ... و همچنين در سايتهاي اينترنتي "بازتاب"،
"آفتاب"، "رجا" ، "مركز اسناد انقلاب" و ...، همگي براي ترور شخصيّت آيت الله بروجردي و لوث كردن هويّت ضدّ استبدادي او بوده است.
آيت الله بروجردي تحت شكنجه و تهديد به
اعدام و رفتارهاي بسيار خشن نسبت به خانواده و صدها تن از متهمين ديگر پرونده،
مجبور به اعترافات تحميلي شد. ولي تكنيسينهاي شانتاژ و تئوريسينهاي تفتيش عقائد
و شاگردان حوزه شكنجه، با تلفيق عكسهاي ناهمگون و همچنين پخش اين فيلم در لابلاي
اعترافات دعانويسان و رمالان و آیينهبينان دست و پا زدند تا القا كنند آقاي
بروجردي دعانويس و رمال و آيینهبين بوده است!
البته نمايش شطرنجي فيلمهاي
اعترافات ايشان، گوياي جعلي بودن و ساختگي بودن بخشهائي از آن فيلمها بود كه با
صداگذاريهاي ماهرانه سعي كردند ايشان را مدعي خدائي و امام زماني و ....، معرفي
كنند.
مهمترين نكته حقوقي و قضائي به گفته وكلا و حقوقدانهاي برجسته از جمله آقاي عماد الدين
باقي
پيرامون فيلم اعترافات آقای بروجردی اين است كه اگر آقاي بروجردي طبق خواست وزارت اطلاعات اعتراف كرده است پس
باید ایشان را آزاد نمایند! اگر هم ایشان ابراز پشیمانی نکرده است پس فيلمها و مطالبي كه تحت عنوان اعترافات از ايشان منتشر
شده است، چيست؟! (لطفا مسئولين قضائي پاسخ عاقل پسندي براي مخاطبين ارائه نمايند!)
آري، اين برنامهها دستكاري
تقويمنگاري معاصر است، ولي مغزهاي پوچ و
مسخ شده عوامل وزارت اطلاعات، فراموش كردهاند كه تلويزيون حكومتي ايران، ناظران
خود را از دست داده است و جامعه به اين رسانه ارتجاعي به چشم ابزار خفقان و
خشونت و دروغ پراكني نگاه ميكند و آنچه كه از كانالهاي خشك و سرد اين جعبه
مارگيري ملّاهاي دنياطلب و آخرت فروش بيرون ميآيد، فاقد اعتبار و ارزش و اهميّت
ميباشد.
چنين پروژههائي عليه علمای
دیگری نیز انجام شده، به ویژه در اوايل انقلاب براي مرجع ممتاز شیعه، آيت الله
العظمي آقا سيد كاظم شريعتمداري اجرا شد ولي تحرّكات مذبوحانه عناصر مظلومكش و
آدمفروش نظام سلطهگر و خداستيز، در تخريب چهرههاي شناخته شده و محبوب فرزندان
راستين ايرانزمين، تأثيري نخواهد گذاشت و حق در چالشهاي عوامفريبانه حكومت
ستمديني، از بين نميرود و توجّه و تاييد ملّت از ايشان برنميگردد.
در
قسمتي ديگر از اين اعترافات چنين القا ميشود كه ايشان فريب وعده عدهاي از
هموطنان در تبعيد را خورده و يا خيال كرده كه ناتو به كمك او خواهد آمد! و ...، : اين اتهام نيز بسیار
احمقانه است، زيرا آقاي بروجردي چندين بار پيش از اين نيز بازداشت و زنداني شده
بود (1374 و 1379)، ولي باز فعاليتها و مبارزات خود را شروع كرد. آيا دفعات قبل هم
پاي نظاميان خارجي و بیگانگان در ميان بود؟! اگر آقاي بروجردي دنبال مقام و
شهرت بود، يقينا به جاي ساخت و پاخت با چهرههاي خارج از كشور، با حكومت سازش ميكرد،
همانند همه اهل ولايت فقيه و .... ، كافيست فيلمهائي از سخنرانيهاي ده–دوازده سال
پيش آقاي بروجردي را ملاحظه كنيد كه در آن سخنرانيها، ايشان رهبران حكومت ديني را
دجال و طاغوت معرفي ميكرد. اين فيلمهاي قديمي گوياي اين است كه آقاي بروجردي
از اول حركت خود اين حكومت را نامشروع ميدانست و شعارش مخالفت با آن بوده است، نه
اينكه يكشبه تحت القائات آنسوي آب نشينان چنين ادعائي كرده باشد. آنچه آقاي بروجردي را
به ايستادگي در برابر دجال، وادار ميكرد غيرت ديني و پشتوانه مردمي او بود كه بخشهائي
از آن در آخرين جلسه تدريس و نيايش ايشان به نمايش درآمد.
در سكانس ديگري از اين به
اصطلاح فيلم اعترافات، چندتن از فارغالتحصيلان حوزه خودفروشي و آدمفروشي و وطنفروشي
كه از كالج وزارت اطلاعات مدارك تخصصي خيانت و جنايت را دريافت كردهاند، تحت عنوان
فريبخوردگان كاظميني بروجردي، جلوي دوربين ظاهر شدند و با ژستي خاص سعي كردند كه
حقايق را تحريف كنند كه مثلا ما گول آقای بروجردي را خورده بوديم و....، همانطوري كه
فرداي بعد از بازداشت آقاي بروجردي، جماعتي از همين نوع را به عنوان همسايگان ايشان
جلوي دوربين آوردند كه مثلا آنها معترض به فعاليت آقاي بروجردي در آن منطقه
بودند! و .....
در لابهلاي اين فيلم، ناصر مكارم
شيرازي و نوري همداني و چند تن ديگر از علما و مراجع تاجر دين و قرآن، به عنوان
ناظر فني و كارشناس ديني، به ايراد سخن پرداختند و اوامر وزارت اطلاعات را عينا
جلوي دوربين بيان نمودند. البته براي مردم تعجببرانگيز نبود چرا كه پيش از اين،
آقاي بروجردي گفته بود كه بسياري از مراجع تقليد، نايبان رهبري و وزارت اطلاعات
هستند، به هر حال بهتر بود مكارم شيرازي و ديگر شياطين بزرگ ديني، بجاي جنگ با
فرزند بيست و هشتم امام حسين، سري به صفحات كتابهاي روائي بزنند كه پيامبر اكرم با
چه عباراتي از علما و فقهاي نوكر دجال و همپالگيهايشان ياد كردهاند.
در مورد آقاي مكارم شيرازي به
همين نكته بسنده ميكنيم كه ايشان نقش كليدي در حرمتشكني و قتل استاد خويش، مرجع
شهيد، آيت الله العظمي شريعتمداري داشتهاند و اين نقش در تاريخ ثبت شده و غير
قابل انكار است و بزودي ايشان در دادگاه ويژهاي كه براي علما و مراجع خدمتگزار
رهبر و وزارت اطلاعات تشكيل خواهد شد، بايد جوابگو باشند، و يقينا لجنپراكني
امثال مكارم شيرازي، سند اعتبار و افتخاري براي آقاي بروجردي است.
البته فراموش نميكنيم كه حكما
فرمودهاند: اعتبار و افتخار بزرگان در دو چيز است، تعريف و تاييد شدن از طرف
خوبان و محكوم و متهم شدن از سوي بدكاران و بدنامان! آري براي آقاي بروجردي
همين افتخار بس است كه بسياري از آزادگان جهان از او تجليل كردند و البته بدنامترين
و جنايتكارترين انسانها نيز او را مورد اهانت قرار دادند، و اين دو، سند افتخار
اوست.
در پايان متذكر ميشويم كه سعي
شد موارد ديگري از قبيل كلاهبرداري، سوء استفاده از عوام و بدعتگذاري و ..، را نيز
به مخاطب القا كنند كه در اين باب يك كلام را عرض ميكنيم كه اگر دليلي براي اين
اتهامات داشتند يقينا دادگاه او را علني برگزار ميكردند.
بيش از اين در موضوع اعترافات
ساختگي و يا تحميلي كه هيچ سند معتبري در محكمه قانون و شريعت به حساب نميآيد،
بحث نميكنيم و قضاوت را به ناظران منصف و باوجدان ميسپاريم.
متن دو بيانيه از سوي دفاتر آيت الله بروجردي در خارج از ايران پيرامون
نمايش فيلم اعترافات و چاپ مطالب موهن و مضحك درباره دادگاه ايشان در
روزنامههاي كثيرالانتشار
الف)
در تهاجمات تبليغي حاكمان ستمگر و زورگو، مثلث شومي ديده ميشود
كه عامل گسترش خفقان و سلطه نامشروع خودكامگان از خدا بيخبر است و آن عبارت است
از زر و زور و تزوير كه با اين ابزار رواني و اعتباري و استعماري، قوام و دوام بر
حيات ننگين خود ميدهند.
با زور، اختناق و خشونت را ميپرورانند،
با زر، مغزهاي
متفكر را ميخرند و تنور فريبكاري خويش را حرارت ميدهند،
و با تزوير، سياستبازي و دغلكاري و شانتاژگري را ارتقا ميدهند.
امروزه هيئت حاكمه پست و پليد ايران اين تراژدي اسفناك را به
شدت دنبال مينمايد و در جبهه مبارزه با عناصر ميهنگرا و وطنخواه و مردم دوست،
اعمال مينمايد كه یکی از مهمترين آنها پيشواي ديكتاتورستيز زنداني ايران، آيت الله
سيد حسين كاظميني بروجردي ميباشد.
در طي يك سال گذشته از هر نوع اهرمي براي بيآبرو كردن
ايشان بهره گرفتند تا اعتبارات ملي و مذهبي او را خدشهدار كنند. در هنگام حمله به
منزل مسكوني او، رهبران مهاجمين با بلندگو ميگفتند از اطراف اين كلاهبردار دروغگو
دور شويد! فرداي دستگيري او و صدها نفر زن و مرد و پير و جوان كه به دين انقلاب،
نه، گفته بودند، روزنامههاي حكومتي بازداشت امام زمان قلابي را اعلام كردند. پس
از آن به طور منظم در روزنامههاي وابسته به وزارت اطلاعات و راديو تلويزيون
دولتي به وارونهنويسي حقايق و سانسور واقعيتها و جوسازيهاي ماهرانه پرداختند و با
صداگذاري بر روي تصوير اين روحاني مخالف مذهب سياسي سعي در تخريب موقعيت اجتماعي و
بينالمللي او كردند.
با قرار دادن فيلمهاي بيربط در فيلم اعترافات ايشان، از
جمله كوهنوردي شخصي به نام محمود عرفانيان كه اكنون در زندان است (به جرم ادعاي
ارتباط با امام عصر و جمع كردن دهها نفر به دور خود) به ترور موجوديت و هويت و
شخصيت آيت الله بروجردي اقدام نمودند، اما هرگز جرات نكردند حتی دقيقه ای از اجتماع
عظيم و بينظير و باشكوه كه سال گذشته در بزرگترين استاديوم سرپوشيده كشور برگزار
گرديد را نشان دهند، چراكه با عيان كردن آن، تمام بافتههاي ملاهاي درباري نقش بر
آب ميشود.
آري سوزش مجاري تنفسي آخوندهاي دولتي به خاطر مردمي بودن
اين سرباز مخلص وطن و بنده ايثارگر خدا است. آنقدر اين متصديان تفتيش عقايد
نگران قيام ملت ايران هستند و از رهبر سازشناپذير زنداني ايران عصباني هستند كه
بطور بيسابقهاي فيلم خندهآور و مونتاژ شده ای كه در آن، سوابق ديگران به نام ايشان
جاسازي شده است را از تلويزيون حكومتي به نمايش درميآورند تا القا كنند اين آقا
خرافاتي و اشاعه دهنده عقايد ارتجاعي است! در حالي كه شعار اين مرجع انقلابستيز
ايران، جدائي دين از سياست و آزادي همه جانبه اعتقادي كشور عزيز ايران است.
ب)
در اين گزارش
ساختگي آمده بود كه:
"يك روحاني
نماي سادهلوح به نام (حسين ك) به اميد دريافت كمكها و حمايتهاي ناتو و با ایجاد ارتباط
با بيگانگان، مغرور گشت و اقدام به تشكيل اجتماعات بزرگ براي براندازي نظام
نمود.... و در دادگاه خود ضمن عذرخواهي، طلب بخشش از مقام معظم رهبري نمود".
روزنامههاي
تحت امر وزارت اطلاعات، سناريوي خندهآوري را همزمان در جرايد مختلفالقول تهران
به چاپ رساندند و طي آن به ترور هويت و نفي موجوديت و انكار حقيقت اين روحاني
ديكتاتورستيز، مبادرت كردند. اولا در مقام و منزلت اين رهبر مذهبي آزاديخواه
ايران، همين بس كه دشمن قدار و مكار او از آوردن اسمش هراس دارد و جرات اظهار نام خانوادگی وی را ندارد.
ثانيا همين
فرد به قول آنها روحانينما، سابقه هزار و چندصد ساله در روحانيت شيعه دارد و تمامي
پدرانش به نص كتابهاي معتبر رجالي و انساب، از بزرگان علماء ديني بودهاند و خود
ايشان بيش از 20 سال است كه در زمره شاخصترين روحانيون ايران قرار دارد، پس
چگونه است كه اين پيشواي مخالف تلفيق ديانت با سياست، روحانينما شد، ولي سركردگان
"دين انقلاب" كه گمنامان اسلام و شيعهاند، اصل روحاني و عالم ناب شدهاند!؟
ثالثا، غروري
كه از آن نام بردهاند نه به خاطر حمايت انگليس و امريكا و ناتو بوده، بلكه اين
كبريائي در خور او، فقط به علت حمايتهاي گسترده مردمي در اقشار مختلف ايران است
كه سند آن، اجتماع بينظير طرفدارانش در سال گذشته بود كه در استاديوم كشوري، با
شركت دهها هزار نفر شكل گرفت و آن ورزشگاه بزرگ، گنجایش جمعيت را نداشت و انبوه حضار به كوچهها و خيابانها و ميادين اطراف آن كشيده شدند، كه عكسها
و فيلمها و گزارشات خبرنگاران، موجود است.
نكته ديگر
آنكه، اين گزارش از متن دادگاه تحميلي و فرمايشي ايشان، يكطرفه و خصمانه و
ناعادلانه است، اگر راست ميگفتند چرا، دادگاه او را غير علني و در پشت درهاي بسته
قرار دادند؟
گرچه با
انتشار اين اخبار در روزنامهها و تلويزيون دولتي، نوشتار تاريخ تغيير نكرده و
ديد عمومي مردم ايران، نسبت به رسانههاي داخلي، بسيار سرد و ناباورانه است و اکثریت مردم ایران دستگاه تبليغاتی رژیم را زير سانسور شديد و بيسابقه وزارت اطلاعات ميدانند.
جوابيه خبر شماره 10274 مورخ
19 شهريور 1386 از سايت حكومتي جهان "www.jahannews.ir" و ديگر سايتهاي وابسته پيرامون محاكمه آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي:
در اين خبر حجت الاسلام سليمي، از مسئولين دادستاني
دادگاه ويژه روحانيت، ضمن اعلام خبر احكام حبسهاي طولاني مدت براي آقاي بروجردي و
جمعي از متهمين پرونده، شايعاتي نيز براي تخريب وجهه ايشان به راه انداخته است،
ولي حقيقت آن است كه آيت الله بروجردي، برجستهترين روحاني شيعه بعد از مرجع بزرگ
شيعه، شهيد آيت الله العظمي آقا سيد كاظم شريعتمداري است كه بطور علني، ولايت فقيه
را شرك و حكومت ديني را نامشروع خواند.
در خبر مذكور باز هم آقاي بروجردي را شياد و
كلاهبردار ناميدند، درحاليكه هيچ شاكياني به جز دادگاه ويژه روحانيت و وزارت
اطلاعات معلوم الحال نداشته است!
و سپس وی بيسواد خوانده شده است!
در حالي كه او انديشمندي است كه با دو برهان قلم
و بيان به صحنه مبارزه با مخترعان "دين انقلاب 57" آمد و استقبال تودههاي
ملت را به دست آورد و همچنين به گونهاي با حسن ظن روشنفكران و آزادانديشان داخل و
خارج و شخصيتهاي برجسته بينالمللي روبرو شد كه در دنياي ضد روحانيت امروز، هرگز
قابل تصور نبود، چنين شخصيتي نميتواند بيسواد و شياد باشد، ولي در اثبات بيسوادي
و شيادي رهبران ولايت فقيه و فقهاي نايب وزارت اطلاعات همين بس است كه حاضر به
مناظره با آيت الله بروجردي نشدند و او را پشت درهاي بسته محاكمه كردند.
سليمي، در پايان گفته است كه ايشان اصلا روحاني
نبوده است!!
آيت الله بروجردي حدود 30 سال پيش به دست آيت الله العظمي مرعشي نجفي
به كسوت روحانيت درآمد و سپس به حكم مرجع وقت، آيت الله العظمي گلپايگاني به امامت مسجد همت آباد تهران منصوب شد، مقامات علمي و معنوي ايشان همواره مورد تاييد مرحوم آيت
الله العظمي حسن قمي و آيت الله العظمي صادق روحاني نيز بوده است. اگر ايشان
روحاني نبوده است، پس چرا در محاكمات سالهاي 1374 و 1379 و 1383 ايشان را خلع لباس
نكردند!
آنها آنقدر پریشان و عصباني هستند كه حاضرند براي كوبيدن آقاي بروجردي دست به خودكشي اعتباري بزنند! آخر كسي نيست به اين ديوانگان مست ولايت دجال بگويد كه اگر يك تحصيل كرده در حوزههاي علميه بروجرد و قم و تهران، بيسواد است، پس شما كه خود نيز تحصيل كرده حوزههاي علميه هستيد، چگونه ادعاي سواد داريد!! اگر هم سواد نداريد چگونه ميزان سواد آقاي بروجردي را تشخيص دادهايد!
واقعا چقدر سخت است سر و كلّه زدن با اين روحانيون جاهل! افسوس كه صرف وقت براي جواب دادن به اينجور لجنپراكنيها در شان ما و مخاطبين اين صفحات نيست، در غیر این صورت براي هر حركتشان، مشتهاي آهنين منطق و استدلال را حواله ميكرديم.
در پايان از تمام آزاديخواهان جهان ميخواهيم كه
رهبر ديني و ضد استبدادي ايران را ياري نمايند و ايشان را براي جدا كردن حربه
دين و مذهب از دست شياطين بزرگ ديني در ايران حمايت كنند.